تعریف استارتاپ
استارتاپ یا کسب و کار نوپا، یا شرکت نوافرین (Startup) به یک مشارکت و یا یک سازمان موقت گفته می شود که در جهت جستجوی یک مدل کسب و کار مقیاس پذیر (scalable)، تکرار پذیر(repeatable) و سودآور (profitable) است و راه حل نوین نوین را برای یک مساله ارائه میکند. هسته اصلی تشکیل دهنده استارتاپ تعدادی از افراد متخصص و با انگیزه بالا برای کارآفرینی و ارزش آفرینی می باشند.
استارت آپ یک کمپانی نوپا است که که راهحلی ؛ در حالی که تضمینی برای موفقیت کمپانی از طریق راه حل ارائه شده وجود ندارد. “
بنابراین استارتاپ:
1- یک کسبوکار نوپایی است که برای رفع یک مشکل یا نیاز درست میشود.
2-ارتباطی به این موضوع که ثبت شده است یا خیر ندارد.
3-ممکن است یکنفره راه اندازی شود.
4- درباره موارد زیر سردرگم است:
–محصولش چیست؟
–مشتریان آن چه کسانی هستند؟
–چگونه می تواند درآمدزایی کند؟
5- مبتنی بر فناوری است اما هر کسب و کاری که بر پایه فناوری است، لزوما استارتاپ نیست.
4- در جستجوی یک مدل کسب و کار گسترشپذیر و تکرارپذیر است.
مفهوم تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار (Business Model)
منظور از تکرار پذیری و مقیاس پذیری، تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کاری (Business Model) استارتاپ است. مدل کسب و کار یعنی اقداماتی که انجام می دهید و مراحلی که در کارتان طی می کنید تا ارزش خلق شده (محصول یا خدمت) را به دست مخاطب رسانده و به درامد و سود برسید و این روند باید قابلیت تکرار پذیری و مقیاس پذیری داشته باشد. اگر دو ویژگی تکرار پذیری و مقیاس پذیری مدل کسب و کار رعایت شود استارتاپ توانایی رشد سریع و سوددهیِ زیاد (profitable) یعنی همان چیزی که به خاطرش راه اندازی شده است، خواهد داشت.
تکرارپذیری
منظور از تکرارپذیری قابلیت تکرارِ ارائه خدمات و تکرار درامدزایی به ازای هر مشتری بدون کار و زحمت اضافی است.
مثال:
ویزیت دوره ای بیمار توسط روانپزشک هر هفته تکرار می شود و درامد تکراری از آن مشتری برایش فراهم می کند. یا در یک وبسایت امکان پرکردن فرم و ثبت سفارش کامپیوتر اختصاصی چه برای کسی که قبلا این کار را انجام داده و چه برای مشتریان جدید، فراهم است و نیاز نیست برای هر مشتری یکبار از اول برنامه ای نوشته شود و یا سایتی طراحی شود.
مقیاس پذیری
منظور از مقیاس پذیری، قابلیت رشد و توسعه کسب و کار و مشتری و سوددهی بیشتر بدون افزایش سرمایه و هزینه های اضافی و یا افزایش بسیار جزئیِ هزینه نسبت به سود آن در واقع کسب و کاری که حد و انتها نداشته اشت.
مثال:
در یک کسب وکار سنتی، با افزایش ورودی، خروجی (سود یا درآمد) هم به همان میزان افزایش مییابد، اما در یک استارتاپ این نرخ افزایش، بسیار بیشتر است، به این صورت که مثلا با افزایش 10 یا 20 درصدی ورودی، خروجی بین 6 تا 100 درصد افزایش پیدا میکند.
استارتاپ اسنپ، در ابتدا کار را با تعدادی راننده و تعدادی مشتری آغاز کرد و در حین آن، ایرادهای کار شناخته شده و پیشنهادهایی هم به رانندگان داده شد. پس از آن تست با تعداد بیشتری از رانندگان انجام گرفت بدون آنکه در هزینه آن تغییر چندانی رخ دهد. این همان مقیاسپذیری است.
به عبارت دیگر اگر در کسب و کار سنتی، با افزایش تعداد رانندگان، هزینهها هم به همان نسبت افزایش مییافت. در حالی که در اسنپ، هزینه ها کمی افزایش یافت، اما درآمد افزایش بیشتری داشت.