بررسی مهمترین مفاد قرارداد وام قابل تبدیل به سهام
وام قابل تبدیل به سهام (Convertible Loan) و یا (Convertible Note) نوعی اعطای وام کوتاه مدت به استارتاپ است که به سرمایه گذار حق خرید سهام استارتاپ، در عوض وام پرداخت شده در تاریخ معین در آینده (غالبا در دوره بعدی سرمایه گذاری) را اعطا می نماید. (بنابراین در زمان انعقاد قرارداد تغییری در سختار مالکیت استارتاپ ایجاد نمی شود) ارزشگذاری استارتاپ نیز به زمان تبدیل وام به سهام موکول می گردد. البته ممکن است در بعضی از این قراردادها، تعهد متقابلی برای سرمایه گذاری جهت خریداری سهام استارتاپ در صورت تحقق اهداف مورد نظر سرمایه گذار وجود داشته باشد.
مهم ترین شروط قرارداد وام قابل تبدیل به سهام
مهمترین مفاد این قرارداد شامل موارد ذیل است :
۱. مشخصات طرفین
۲. تعاریف
۳. مدت قرارداد
۴. تعهدات طرفین
۵. ضمانت اجرای عدم انجام تعهدات (بخصوص ضمانت اجرا عدم بازپرداخت)
۶. تاریخ سررسید
۷. شرایط تبدیل (سقف ارزشگذاری یا تامین مالی واجد شرایط)
۸. نرخ سود
۹. نرخ تخفیف
۱۰. تضمینات (در صورت لزوم)
۱۱. اوضاف سهام قابل تبدیل و حقوق سهامدار آتی
۱۲. نحوه بازپرداخت اصل وام و سود
۱۳. نحوه پرداخت وام از طرف سرمایهگذار
۱۴. پیشبینی ضمانتاجرای فروش شرکت استارتاپی پیش از تحقق شرایط تبدیل
۱۵. وجود شرط Pro rata right: مبنی بر اینکه سرمایهگذار، حق این را داشته باشد که مستقلا در جریان تامین مالی واجد شرایط حضور پیدا کند. یک مزیت برای سرمایهگذار محسوب میشود.
۱۶. شرط عدم تقسیم سود شرکت تا قبل از پایان قرارداد: با این شرط، شرکت استارتاپی متعهد میگردد که تا قبل از پایان قرارداد، سود شرکت میان سهام داران تقسیم نگردد، در این صورت سرمایهگذار اطمینان پیدا مینماید که درآمد شرکت صرف رشد آن میشود).
۱۷. پیشبینی ratchet-up provisions به عنوان شرط عدم رقیق سازی.
۱۸. شرط MFN به این معنا که اگر سرمایهگذار پس از انعقاد این قرارداد، قرارداد وام قابل تبدیل دیگری با شخص ثالث منعقد نمود که دارای مفاد بهتر و مناسبتر نسبت به قرارداد حاضر بود، وامگیرنده قرارداد قبلی از مفاد قرارداد جدید بهرهمند شود و نسبت به قرارداد قبلی، مفاد قرارداد جدید اعمال گردد. استفاده از این نوع شرط در وام قابل تبدیل معمولا متدوال نیست.
۱۹. شرط Shadow Series: مبنی بر اینکه به سرمایهگذار این حق را میدهد که وام و سود را به سهام ممتازی تبدیل کند که از لحاظ تمامی اوصاف مشابه با سهام ممتازی باشد که در مرحله تامین مالی واجد شرایط برای سرمایهگذار بعدی در نظر گرفته شده است.
تعاریف برخی مفاد مهم قرارداد وام قابل تبدیل
نرخ سود:
سود یا بهره، ارزشی است که در طول زمان به مبلغ وام اضافه میگردد و در انتهای قرارداد همراه با اصل مبلغ وام بازپرداخت میشود یا ممکن است در صورت تحقق شرایط تبدیل، همراه با اصل مبلغ وام به سهام تبدیل شود. برای دریافت سود در حقوق ایران، از قالب شرط وجه التزام استفاده میکنیم تا مصداق ربا پیدا نکند.
تاریخ سررسید:
برای بازپرداخت مبلغ وام و سود ایجاد شده، تاریخی در نظر گرفته میشود و در آن تاریخ مبالغ مذکور قابل مطالبه میشوند و سرمایهگذار حق دریافت آنها را دارد مگر اینکه شرایط تبدیل محقق شده باشد و مبالغ به سهام تبدیل شده باشند. معمولا تاریخ سررسید، یک تا پنجسال از تاریخ انعقاد قرارداد است.
معمولا شرایط تبدیل باید قبل از تاریخ سررسید محقق گردد. در صورتی که تا زمان سررسید بازپرداخت، شرایط تبدیل محقق نگردد، باید اصل وام و سود به سرمایهگذار بازپرداخت شود. با این حال امکان تمدید این مدت هم وجود دارد. تمدید تاریخ سررسید امری بسیار متداول در این قراردادهاست. با این حال باید اختیار این عمل با سرمایهگذار باشد، با تمدید سررسید ممکن است امکان تبدیل در آینده فراهم شود.
گاهی اوقات، قراداد وام قابل تبدیل به سهام از نوع مقدم خواهد بود، به معنا که از لحاظ بازپرداخت وام و سود متفاوت است. به این صورت که شرکت استارتاپی متعهد میشود که پرداخت بدهی (وام و سود) مقدم به سایر بدهیهای شرکت باشد. در این حالت شرکت باید مقدم بر تمامی بدهیهایش، وام و سود را بازپرداخت کند. این این نوع از قرارداد در مقام ورشکستگی کاربرد زیادی دارد و باعث میشود سرمایهگذار جزو طلبکاران ممتاز باشد.
شرایط تبدیل وام به سهام:
به شرایطی گفته میشوند که به موجب آن اصل مبلغ وام و سود آن به سهام تبدیل میشود. تبدیل وام به سهام میتواند به صورت خودکار رخ دهد یا میتواند با اختیار سرمایهگذار باشد و ابتکار عمل دست ایشان باشد. این مورد باید در قرارداد تعیین گردد. انواع مختلف شرایط تبدیل موارد ذیل است:
الف.تحقق تامین مالی واجد شرایط: با تحقق یک تامین مالی واجد شرایط، برای مثال ورود سرمایهگذار جدید، اصل وام و سود آن تبدیل به سهام جدید میشوند. معمولا متداولترین نوع تبدیل، تحقق یک تامین مالی واجد شرایط است، یعنی با ورود یک سرمایهگذار جدید و تحقق راند جدید سرمایهگذاری، سرمایهگذار قبلی نیز در ازای وام و سود بر مبنای نرخ تخفیف سهام جدید دریافت میکند و جزو سهامداران شرکت میشود.
ب. تحقق یک رویداد نقدینگی برای مثال فروش شرکت
تامین مالی واجد شرایط:
تامین مالیای است که یک استارتاپ از طریق قرارداد سرمایهگذاری جدید انجام میدهد و از طریق آن سهام جدید منتشر میشود، در نتیجه هدف آن یک افزایش سرمایه است.زمانی که این تامین مالی انجام میشود و سهام جدید منتشر می شود، شرط تبدیل وام به سهام محقق میگردد و سرمایهگذار قرارداد وام قابل تبدیل به سهام، به میزان وام و سود بر مبنا نرخ تخفیف سهام جدید منتشر شده دریافت میکند و تبدیل انجام میشود.در صورتی که شرط تبدیل وام و سود به سهام صرفا تامین مالی واجد شرایط باشد، ممکن است که استارتاپ اصلا در طول قرارداد چنین تامین مالیای را انجام ندهد، در نتیجه در زمان سررسید باید اصل وام و سود به سرمایهگذار بازپرداخت شود. در نتیجه پیشنهاد میشود شرایط تبدیل چند مورد متفاوت باشند.
این نکته حائز اهمیت است که در قرارداد میزان تامین مالی بعدی و شرایط آن ذکر شود، در صورت تحقق این میزان، تامین مالی واجد شرایط خواهد بود. معمولا برای تامین مالی باید شرط یا وصفی در نظر گرفته شود. مثلا مقرر گردد که تامین مالی واجد شرایط، به میزان x میلیون ریال خواهد بود.
نرخ تخفیف:
یعنی در زمان تحقق شرایط تبدیل، در ازای دریافت هر سهم، نرخ تخفیفی وجود دارد و باعث میشود که سرمایهگذار سهام بیشتری دریافت کند. نرخ تخفیف نسبت به اصل وام و سود اعمال میشود. این نرخ تخفیف معمولا ۱۰ الی ۳۰ درصد از ارزش سهام منتشر شده جدید از طریق تامین مالی واجد شرایط یا ۱۰ الی ۳۰ درصد از ارزش هر سهام در صورت تحقق سقف ارزشگذاری خواهد بود. مبنا در نظر گرفتن نرخ تخفیف، ریسکي است که سرمایهگذار با انعقاد این قرارداد متحمل خواهد شد.
سقف ارزشگذاری:
سقف ارزشگذاری، بالاترین ارزش استارتاپ خواهد بود که در زمان تبدیل شرایط برای مثال تامین مالی واجد شرایط بدست میآید که براساس آن ارزش، وام و سود به سهام تبدیل می شوند. باید به این نکته توجه داشت که سقف، ارزشگذاری نیست ولی برخی این سقف را مثالی از ارزش احتمالی کسب و کار در آینده می دانند. سقف ارزشگذاری تاثیر بسزایی در میزان سهامی که سرمایهگذار وام دهنده قرار است تملیک کند دارد. در واقع در صورتی که سقف ارزشگذاری تعیین نشود، هر میزان که ارزش کسب و کار بیشتر ارزشگذاری شود، تعداد سهامی که سرمایهگذار قرار است بدست بیاورد کم میشود.