حقوق مالکیت فکری چیست؟
۱. تعریف «مالکیت فکری»:
مالکیت فکری، مالکیتی است بر مبنای اندیشه، ابتکار، ابداع و نوآوری در زمینههای صنعت، اندیشه، ادب، هنر، تجارت. از این رو با مالکیتهای مرسوم در حقوق گذشته تفاوت آشکار دارد. موضوعات مالکیت عرفی اشیاء خارجی قابل لمس و مشاهده است ولی مصادیق مالکیت فعالیتهای فکری بشر فاقد این خصوصیت می باشند.
۲. مالکیت فکری یا مالکیت معنوی
مالکیت فکری، ترجمهایی است از عبارت فرانسوی (Intellcetuelle Le dorit la propriete) و انگلیسی (Intellectral Property rights) که کتب و متون حقوقی ما، بیشتر از حقوق مالکیت معنوی استفاده شده است. ولی برخی از حقوقدانان اصطلاح «مالکیت های فکری» را از جهت اینکه منشاء این حقوق، فکر، اندیشه و تعقل می باشد مناسبتر دانسته اند. مالکیت معنوی تعبیری فراگیرتر از مالکیت فکری است ، زیرا همه موضوعات مالکیت های معنوی، الزاما در اثر تفکر و اندیشه ایجاد نمی گردد. بلکه برخی از آنها تنها به لحاظ اینکه وجود مادی ندارد، در این مقوله جای می گیرد، مانند سرقفلی، سهام شرکتها و حقوق یا امتیازاتی که بازرگانان و تجار با انعقاد برخی قراردادها تحصیل می کنند و برای آنان ارزش مالی دارد. در حالی که به نظر برخی از حقوقدانان موارد اخیر جزء دارائی هایی غیرمادی Intangible Assets بشمار می آید.

۳. مفهوم حق در حقوق «مالکیت فکری»
حقیقت حق، توانایی و سلطه انسان نسبت به چیزی یا شخصی میباشد در نتیجه همواره حق یک امر غیرمادی است و آنچه که ممکن است دارای جنبه مادی باشد موضوع حق است که حق به آن تعلق می گیرد. بر این اساس حق عینی که متعلق آنها شی مادی می باشد، همانا حق مولف نسبت به اثرش، حق مخترع نسبت به اختراع خود و حق مالک علامت تجاری و به طور کلی حقوق متعلقه به دیگر انواع مالکیت فکری، که دارای پایگاه مادی نمی باشند، هر یک به عنوان یک حق معنوی شناخته می شوند. وجه اشتراک تمامی انواع مختلف حق اعم از اینکه دارای پایگاه مادی بوده و یا اینکه فاقد چنین خصوصیتی باشند به عنوان یک حق معنوی شناخته می شوند. امروزه تقسیم بندی حق از عینی و دینی فراتر رفته و حق معنوی نیز به آن افزوده شده است. همانطور که در گذشته، به لحاظ امتیازاتی که حق عینی نسبت به حق دینی دارا می باشد اهمیت بیشتری داشت، امروزه توجه به ارزش پاره ای از رابطه های حقوقی مثل اسکناس، اسناد در وجه حامل و سهام شرکت و … از برتری حق عینی نسبت به حق دینی کاسته است و پذیرش حق معنوی به عنوان یکی از اقسام حق مورد توجه می باشد.
۴. مفهوم مالکیت در «مالکیت فکری»
مهمترین و کاملترین حق عینی ناشی از اموال برای اشخاص، حق مالکیت می باشد و در تعریف آن آمده است: « مالکیت، عبارت از رابطهای است بین شخص و شیئی که به وی حق هر گونه تصرف و انتفاع را میدهد. مالکیت حقی است مطلق و انحصاری. بدین بیان که موجب حق مالکیت، صاحب آن، منحصرا اجازه هر نوع تصرف و بهره ای را در مال خود دارا میشود و همچنین میتواند از تصرفات دیگران در آن جلوگیری کند.» به همین دلیل ماده 30 قانون مدنی مقرر می دارد: « هر مالکی نسبت به مایملک خود حق همه گونه تصرف و انتفاع دارد، مگر در مواردی که قانون استثناء کرده باشد.»
۵. «مالکیت فکری» و سایر مالکیتها
قانون مدنی در بند یک از ماده 29، مالکیت بر منافع را در کنار و ردیف مالکیت بر عین ذکر نموده است و در نتیجه، مالکیت مستاجر نسبت به منافع عین مستاجره از موارد آن شناخته شده است.
ممکن است اشخاص نسبت به اموال علاقههای ذیل را دارا باشند: 1-مالکیت (اعم از عین یا منفعت) 2- حق انتفاق 3 – حق ارتفاق به ملک غیر.)
در نظام اجتماعی امروز، مالکیت از این محدوده فراتر رفته و گونههای دیگری را نیز در بر می گیرد که از آن جمله میتوان به مصادیق مالکیت ناشی از حق معنوی اشاره نمود. با توجه به اینکه چنین مالکیتی همانند مالکیت بر عین بطور مطلق و انحصاری مورد استفاده صاحب حق قرار می گیرد، لذا از آن به «مالکیت معنوی» تعبیر می نمایند. مانند حق مالکیت ادبی و هنری، حق مالکیت صنعتی و یا مالکیت سرقفلی. در عرف حقوقدانان، استعمال عنوان حق معنوی، مشابه با مالکیت معنوی به کار می رود و بین آن دو تفاوت خاصی قائل نمی شوند و هر دو را معادل یکدیگر به کار می برند.
۶. حقوق «مالکیت فکری» در قانون مدنی
در حقوق ایران، با توجه به دیدگاه حقوقدانان و همچنین بند1 ماده 29 و ماده 466 قانون مدنی که مالکیت اعم از مالکیت عین و منافع قلمداد می شود، و مالکیت مستاجر نسبت به منافع عین مستاجره مورد شناسایی و پذیرش واقع شده است، میتوان برای حقوق فکری، ماهیت مالکیتی قائل گردید و حاصل فکر و اندیشه انسان را به عنوان منفعت وجودی او دانسته و در نتیجه او را مالک منافع خود بدانیم و ماهیت حقوقی، همانند حقوق عینی برای مالکیت فکری قائل شویم.