قراردادکار چیست؟
یکی از مباحث مهم در حقوق کار قراردادکار است که مقدمه و پایه اصلی ایجاد رابطه کاری در میان کارگر و کارفرما بوده و حقوق و تعهدات طرفین براساس آن تعیین میگردد.قرارداد در تعریف توافقی است که به وسیله آن یک یا چند نفر نسبت به یک یا چند نفر دیگر به دادن چیزی یا انجام یا عدم انجام کاری متعهد میشوند. پس دو عنصر اصلی قرارداد عبارتند از توافق میان دو طرف یا بیشتر و ایجاد تعهد قانونی یعنی تعهدی که قانون ضامن اجرای آن میباشد و در صورت عدم رعایت میتوان اجرای آن را از دادگاه تقاضا کرد.
قراردادکار عقد محسوب میشود
قرارداد کار عقد محسوب میگردد که یک طرف آن کارفرما و در طرف دیگر کارگر قرار دارد و از حیث تعریف و شرایط اساسی صحت و آثار عقد اغلب تابع احکام کلی و قواعد عمومی مقرر در قانون مدنی میباشد و از اصل لزوم و صحت قراردادها قانون مدنی تبعیت میکند. عرف و عادت نیز بدون ذکر در قرارداد کار میتواند در چارچوب شرایط آن قرارگیرد. به موجب ماده ۷ قانون کار: قرارداد کار عبارت است از قرارداد کتبی یا شفاهی که به موجب آن کارگر در قبال دریافت حق السعی کاری را برای مدت موقت یا مدت غیر موقت برای کارفرما انجام میدهد.
اهمیت قراردادکار
قراردادکار و به ویژه مفهوم تبعیت کارگر از کارفرما که از آثار آن میباشد مشخص کننده مفاهیم کارگر و کارفرما و در واقع مبین حدود شمول موازین قانون کار است. با توجه به تمایز قرارداد کار از سایر قراردادها به ویژه از قرارداد اجاره خدمات در حقوق مدنی این تمایز دارای اهمیت خاصی از حیث شناسایی نظام حقوقی حاکم بر روابط قراردادی است زیرا موازین حقوق کار از جمله مقررات مربوط به شرایط کار ( مزد- مدت کار مرخصی و تعطیلات و … ) نحوه حل و فصل اختلافات و مراجع ذی صلاح در رسیدگی به این اختلافات و ایمنی و بهداشت کار صرفا ناظر بر قراردادهای کار بوده و به دیگر قراردادها ارتباط پیدا نمیکند و همینطور مقررات بیمهای و مالیاتی مرتبط با قراردادهای کار با سایر قراردادها از قبیل پیمانکاری – وکالت – شرکت و … متفاوت است. قراردادکار وسیله انطباق شرایط کار بر اوضاع و احوال خاص هر کارگر است زیرا به وسیله این قرارداد است که طبقه شغلی کارگر مشخص و میزان مزد او تعیین میشود و از این جهت قراردادکار نقش بسیار مهمی را میتواند ایفا کند.
ویژگیهای قرارداد کار
نخست آنکه در قرارداد کار یکی از طرفین یعنی ارائه کننده خدمت به دیگری وابسته باشد و دوم هم آنکه قرارداد مورد نظر معوض باشد. در این خصوص باید گفت صرف انجام کار و دریافت ما به ازای آن به تنهایی نمیتواند قرارداد کار را از دیگر قراردادهای نظیر وکالت جعاله مضاربه شرکت و به طور کلی قراردادهای پیمانکاری که موضوع آنها همانند قرارداد کار انجام کار است متمایز سازد به همین دلیل برای شناسایی و تمییز قراردادکار از دیگر قراردادها باید به عامل تبعیت اعم از حقوقی و اقتصادی توجه نمود. قراردادکار عقدی لازم عهدی، مستمر، رضایی، غیر معین، الحاقی، معوض، شخصی بودن تعهد کارگر
معوض:
قرارداد کار یک عقد معوض است؛ زیرا انجام کار از سوی کارگر در برابر دریافت مزد است و وجود ما به ازای مادی یعنی اجرت مزد) یا حقوق یکی از عوامل اصلی این رابطه است؛ به علاوه بر اساس این رابطه کارفرما در برابر کارگر و کارگر در برابر کارفرما تعهدهایی دارد که در کار و مزد خلاصه نمی شود.
بنابراین آنچه کارفرما را متعهد به پرداخت وجه به کارگر میکند اجرای چیزی است که کارگر تعهد به آن نموده است و کارگر در مقابل در اختیار قرار دادن نیروی کار خود دستمزد دریافت می نماید.
غیر معین:
در نظر حقوقدانان عقود به اعتباری به معین و نامعین تقسیم می شوند. عقود معین عقودی است که در قانون نام خاص دارد و قانون گذار شرایط انعقاد و آثار آن را معین کرده است مانند بیع و اجاره و مانند اینها. برعکس عقودی که در قانون صورت خاصی ندارد و شرایط و آثار آن مطابق عمومات قانونی و اصل حاکمیت اراده معین میگردد؛ عقود نامعین نامیده می شود، مانند قرارداد نشر کتاب و غیره بنابراین قرارداد کار از جمله عقود غیر معین محسوب میگردد.
الحاقی :
در بعضی از قراردادها اختیار گفتگو آزادانه از طرف مقابل سلب می شود و طرف دیگر قبلاً تمام شرایط و آثار آن را تعیین میکند کسی که مایل به انعقاد آن است یا باید تمام آن شرایط و آثار را بپذیرد و یا بالعکس از آن صرف نظر کند در واقع باید به طرحی ملحق شود که طرف او مستقیماً تنظیم کرده است. از این روست که به این نوع قراردادها قراردادهای الحاقی میگویند قرارداد کار از حیث شکل شبیه قراردادهای الحاقی است. زیرا در قرارداد کار طرحی غالباً از پیش تعیین شده توسط کارفرما ارائه میشود و کارگر ناگزیر است یا آن را به همان صورتی که هست عیناً و بی کم و کاست و بدون چانه زنی بپذیرد و یا از امضاء قرارداد تماماً خودداری کند.
معمولاً عقود الحاقی زمانی منعقد میشوند که یک طرف آنها کالا یا حق انحصاری یا جایگاه ویژه در قرارداد داشته باشد که در مورد کارفرما به لحاظ برخوداری از موقعیت اقتصادی و اجتماعی نسبت به کارگر این امر صادق است.
شخصی بودن :
در قرارداد کار تعهد کارگر جنبه شخصی دارد و شخص دیگری نمی تواند آن را اجرا کند و این تعهد به وراث وی نیز منتقل نمیشود. از همین رو قرارداد کار به حقوق اشخاص مربوط است تا به حقوق اموال زیرا موضوع این قرارداد تعهدی است که به شخص کارگر مربوط میشود. در واقع شخص انسانی است که هم موضوع قرارداد است و هم طرف قرارداد بر همین اساس است که حقوق کار از کارگر حمایت میکند و روابط قراردادی آنها را تابع نظم عمومی می شمارد؛ زیرا این قرارداد از لحاظ ماهوی با قراردادهای مالی متفاوت است. قرارداد کار یک قرارداد شخصی نسبت به کارگر است؛ زیرا شخصیت عامل انجام کار (کارگر) علت عمده انعقاد است و کارگر ملزم است در مقابل دریافت مزد، شخصاً تعهد موضوع قرارداد کار را انجام دهد و نمیتواند انجام این تعهد را به شخص دیگری محول کند مگر این که کارفرما تحت شرایط خاص و به صورت موقت و به نحوی که اساس قرارداد کار که بر مبنای تبعیت حقوقی است – متزلزل نشود انجام تعهد موضوع قرارداد کار توسط شخص دیگری را بپذیرد مانند موارد سرایداری